شعر آدم

شعر  آدم
پیوندهای روزانه
طبقه بندی موضوعی

تو اسم اعظم عشقی، تو نام دیگر لیلا

من از دیار جنونم، همیشه بی تو و تنها

تو آن سپیده صبحی، که می شود نوروز

من آن غروب سیاهم، که می شود یلدا

من آن نهال نحیفم که ریشه ام خشکید

من آن شبم که ندارم ، در پی ام فردا

نه ذرّه ام که کند جذب ، مِهر خورشیدم

نه قطره ام که کنم خانه، در دلِ دریا

گرفته دور و برم را حصار خاموشی

تو بی خبر که سکوتت ، چه می کند با ما

امیدْ بسته به تو، مثل من، هزار اگر

در انتظار تو اینجا، من و هزار امّا

پر است خواب من از لحظه های آمدنت

صدای پای تو تعبیر می شود آیا ؟