شعر آدم

ابوالحسن درویشی مزنگی( آدم )

شعر آدم

ابوالحسن درویشی مزنگی( آدم )

۱۱ مطلب در مرداد ۱۳۹۷ ثبت شده است


مثل نسیم صبح بهاری ، وزید و رفت

مانند گل ، ز باغ ما دامن کشید و رفت

سر زد به ساحل دل تنهایی ام ،  ولی

چون موج، بیقراری ما را ندید و رفت

تا باغ عشق  آمد  و مانند  قاصدک

یک حرف از پیام قلب ما نچید و رفت

چون ماه ، پا به چشمه چشمان من نهاد

از تور پر ز خون مژگانم چکید و رفت

یک شب ، کبوتر خیال خاطرات او

از بام آرزوی خواب ما پرید و رفت