شعر آدم

ابوالحسن درویشی مزنگی( آدم )

شعر آدم

ابوالحسن درویشی مزنگی( آدم )

۱۵ مطلب در آبان ۱۳۹۷ ثبت شده است





آری! عاشق شدن خطر دارد

گفته بودم که : دردسر دارد!

هر کسی را از عاشقان دیدم

لبِ پر آه و چشمِ تر دارد

جز شب عاشقان دور از یار

هر شب دیگری سحر دارد

به مثل باغ سبز از دورست

قفل بر قفل روی در دارد

برنیاید ز دست دل کاری

گرچه او آه کارگر دارد

می گشاید دری به زور دعا

پشت آن صد در دگر دارد

از دل من بپرس مقصد عشق

کز خیالات او خبر دارد

تو چو صیادِ پای بر خاکی

او چو سیمرغ بال و پر دارد

پای در دام عشق نگذارد

هر که یک ذرّه عقل اگر دارد

ظاهرش پر ز خیر می بینی

باطنی فتنه خیز و شرّ دارد

کام بر عاشقان حرام شدست

به جز آن کس که سیم و زر دارد





از دست زندگی دلم را جان ز لب گذشت

ای مرگ ، ای امید آخر ! دیر کرده ای

ما شاخه های خشک را فصل هرس رسید

ای باغبان زندگی ! تاخیر کرده ای


ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم