شعر آدم

شعر  آدم
طبقه بندی موضوعی

۲۰ مطلب در آذر ۱۳۹۸ ثبت شده است

قصه باغ گل بی خار را باور نکن

داستان گنج دور از مار را باور نکن

ابله و عاقل ندارد ، چشم دل را باز کن

مست را باور نکن  هشیار را باور نکن

هیچ  کس از راز عالم جز خدا ، آگاه نیست

مدعی صاحب اسرار را باور نکن

" گفت در سر عقل باید ، بی کلاهی عار نیست "

سر اگر عاقل نشد ، دستار را باور نکن

دل به قول هر کس و ناکس نمی باید سپرد

حرف هر نامرد لاکردار را باور نکن

از صدای داد و فریاد کسان اصلا نترس

طبل توخالی هر اخطار را باور نکن

عادت کج رفتن از سر کی توان انداختن

ادعای توبه پرگار را باور نکن

عطر می خواهی ببو و زهر می خواهی بچش

وصف های کاسب بازار را باور نکن

شاید این ساز و نوا ، آوای آه و ناله است

تا به چشم خود ندیدی تار را باور نکن

هر که کاری کرد ، یک جوری پی سود خود است

هیچگاه ، از هیچ کس ، ایثار را باور نکن

شعر یعنی حرف های خوب بی معنی زدن

دل به حرف من نده ، اشعار را باور نکن

حرف های بر زبان رفته ندارد اعتبار

حرف پنهان در نگاه یار را باور نکن

حرف اگر حرف ست ، پنهانی نمی بایست گفت

وعده  پنهانی دلدار را باور نکن

این بال و پر شکسته را پرواز هدیه کن

یک فرصت دوباره ، یک آغاز هدیه کن

این سوگوار بی تو بودن را به خنده ای

شور ترانه ، شادی آواز هدیه کن

تا باز زندگی این نی پر نوا شود

عیسای من ، به من دمی اعجاز هدیه کن

جان و دلم همه نیاز غمزه های توست

قهر و غضب بس است ، قدری ناز هدیه کن

خسته شدم از این همه شب روزهٔ سکوت

چیزی بگو ! به گوش من یک راز هدیه کن

گر نیست این غزل به چشم طبع تو روان

بیتی ز شعر خواجه شیراز هدیه کن  

مجنون شدم ، مجنون بی لیلا بدون تو

باید چگونه سر کنم حالا بدون تو

رفتی به این گمان که رهایم کنی ز خود

من می شود که من شوم، آیا بدون تو

ماه هست و چشمه ونسیم ویک سبوغزل

اصلا چه فایده همه دنیا بدون نو

تو ، آیه جمال آن معشوق عاشقی

معنا نداشت واژه زیبا ، بدون تو

تو چشم های دلبری داری، نمی شود

دروازه های عشق، هرگز وا بدون تو

من ماهی دچار تنگ حسرت توام

شوری نداشت بوسه دریا بدون تو

از های و هوی اهل هوا، دل گرفته ام

بی هر چه دیگری خوشم ، الا بدون تو

حوای من ، هوای سیبت کرده ام بیا

انگار در جهنمم ، اینجا بدون تو